السيد الخميني
53
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
كند ؛ و ظاهر را به ستر طاعت ، و باطن را به ستر خوف و رهبت ، مزين نمايد ؛ و متذكر عنايات حقّ شود كه اسباب ستر عورات ظاهره و باطنه را مرحمت فرموده ، و راه توبه و انابه را به روى بندگان مفتوح فرموده ، كه به ستر غفاريت و ستاريت حقّ ، خود را مستور كنند و عيوب خود را بپوشانند . و چنانچه حقّ تعالى ستار عيوب بندگان است ، ستّاران را دوست دارد و از هتك ستور بيزار است ، پس سالك إلى اللَّه ستار عيوب بندگان خداست ، و عمر خود را در كشف ستر مردم تلف نكند و چشم خود را از عورات و عيوب بندگان خدا بپوشد و هتك ستر كسى نكند و پردهء ناموس احدى را ندرد ؛ چنانچه خداوند ستارْ ستر عيوب او را ، كه از ديگران بزرگتر و فضيحتر است ، فرموده ؛ و بترسد از اينكه اگر پردهء عيوب كسى را به درد ، حقّ تعالى پردهء ستاريت از بعض اعمال و اخلاق او بردارد و در ميان جمع او را رسوا و خوار نمايد . و مسافر طريق آخرت ، مطالعه در عيوب و عورات خود او را از عيوب ديگران مشغول مىكند ، و تجسس امورى كه به حال او فايده ندارد يا ضرر دارد نمىكند ، و عمل خود را رأس المال تجارت ديگران قرار نمىدهد به واسطهء غيبت و هتك ستر ؛ و از عيوب و ذنوب خود هيچگاه نسيان نمىكند ؛ كه نسيانِ گناهان از بزرگترين عقوبات حقّ است در دنيا كه انسان را از جبران آنها بازمىدارد ، و از بزرگترين اسباب عقاب است در آخرت . و تا بندهء خدا به طاعت حقّ و مداقهء در احوال خود و مطالعهء در معايب نفس مشغول است ، و از آنچه در دين خدا عار است بر كنار است ، از آفاتْ دور و در درياى رحمت حقّ مستغرق ، و به گوهرهاى حكمت فائز است ؛ و اگر نسيان ذنوب خود كرد و از معايب خود غفلت ورزيد و خودبين و خودخواه شد و اعتماد به حول و قوهء خود كرد ، رستگارى نخواهد ديد و به فلاح نايل نشود .